تبليغاتX
به ياد دوست عزيزم الناز پري كوچك - جمله ي رامونا براي الناز عزيز ...

جمعه دوم آذر 1386

جمله ي رامونا براي الناز عزيز ...

به کدام قسمت بیشتر عادت کنم؟!

به بوی خاک گرفتن دنیایم...

یا به همیشه رفتن ها ی تو.....

...نه جانم!

من به مصراع نانوشته ی این مثنوی دلخوشم!

تو همان بهتر میان گلهای سنگ شده برویی

و همچنان شوکران لبهایت را با دل من بیازمایی

و من... میان گلهای یخ برویم

و تنم بیشتر ازعطر تن تو...بوی خاک را به خود بگیرد!

ببین جانم....

وقتی در نهایت به همه ی نانوشته های این قصه عادت میکنیم

دیگر چه فرقی میکند

که تو بی هوا مرا به خانه بخوانی

و دست به نوازش امواج وحشی گیسوانم ببری

بالاخره باز من همان سیب ندیده ی تبعیدی خواهم شد

که برایش فرقی ندارد تو با تار گیسوانش طناب دارش را میبافی

یا بالش رویاهایت را...

باز هم میگویم:

محال نیست جانم...

هرچه باشد من نیز به خرافات این سخنان هوسناک،روزی ایمان میاورم

و باز هم به سطرهای برجسته ی ذکاوت تو عادت میکنم!

جانم...

اینجا تنها از خروس خوان تا شغال خوان یک محال وجود دارد

آن هم بازگشت توست...!!!

 

rain.gif

نوشته شده توسط صداي خسته در 14:33 |  لینک ثابت   •