به ياد دوست عزيزم الناز پري كوچك
پرواز را به خاطر بسپار ، پرنده مردنيست ...
شنبه سوم آذر 1386
جمله ي عادل براي الناز عزيز ...
من که می دانم شبی
عمرم به پایان می رسد
نوبت خاموشی من
سهل آسان می رسد
من که می دانم که تا
سرگرم بزم و مستی ام
مرگ ویرانگر چه بی رحم
و شتابان می رسد
پس چرا عاشق نباشم
من که می دانم به دنیا
اعتباری نیست نیست
بین مرگ و آدمی
قول قراری نیست نیست
من که می دانم اجل
ناخوانده و بیدادگر
سرزده می آید و
راه فراری نیست نیست
پس چرا
پس چرا عاشق نباشم
++++++++++++++++
الناز عزیز تا دیروز كه توی مراسم تشییع جنازه ات شركت كردم باورم نمیشه كه رفتی...
این روزها خیلی حالم بده و دلتنگم..
نمی دونم چرا ما آدمها تا زنده هستیم قدر همو نمی دونیم؟....
نوشته شده توسط صداي خسته
در 11:17 | لینک ثابت
•

