پنجشنبه یکم آذر 1386
جمله ي همام براي الناز عزيز ...
اگر چه می روی تنها سفر خوش باد
دلم را می بری اما سفر خوش باد
برو هر چند تاول خورده پای تو
غزال خسته ی صحرا سفر خوش باد
اگر پرواز آغاز جنون توست
مجالی نیست ماندن را سفر خوش باد
برایم دیدنی نیست ، رویای دیرینی است
مرا بگذار با رویا سفر خوش باد
اگر چه بی خبر رفتی ، خداحافظ
ولی بی ما می روی هر جا سفر خوش باد
نمیدانم اگر بار سفر بستم
تو می گویی آیا سفر خوش باد ؟؟؟؟؟
بعد از چند ماه یه چیزی منو دوباره كشوند تو كلوب.
یه دوست قدیمی . یه حس غریب
یه بغض تلخ . یكی كه خیلی پاك و مهربون بود
یكی رفت ولی نمیدونم چرا ؟؟؟
خدایا همیشه باید اینجوری باشه ؟؟؟
به خدا انصاف نیست .
انصاف نیست تو هر كی كه خوبه می بری پیش خودت
چرا ؟؟؟؟
چشمام پره اشكه
باورش واسم خیلی سخته.
خدایا تو كه می گفتی هر چی خوبه مال شما
پس چرا میبری اونا رو پیش خودت ؟؟؟؟
خدایا به خدا انصاف نیست . نیست . نیست ....

